شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ست

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ست
که آنچه در سر من نیست، بیم رسوایی ست

چه غم که خلق به حسن تو عیب می گیرند؟
همیشه زخم زبان، خون بهای زیبایی ست

اگر خیال تماشاست در سرت، بشتاب
که آبشارم و افتادنم تماشایی ست

شباهت تو و من هرچه بود ثابت کرد
که فصل مشترک عشق و عقل، تنهایی ست

کنون اگرچه کویرم، هنوز در سر من
صدای پر زدن مرغ های دریایی ست
🍀
[فاضل نظری]
دیدگاه ها (۰)

yes, maybe I seem strong, but I'm weak when I'm next to my i...

تا وقتی که گُنده نشی، هیچکس دوستت نداره...حتی خونواده خودت.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط