من با رخ چون خزان زردم بی تو

من با رخ چون خزان زردم بی تو
تو با رخ چون بهار چونی بی من
مولانا
دیدگاه ها (۱)

یکی بود یکی نبودغیر از خدا هیچکس نبود....

اینجا استرالیا یا نروژ نیست اینجا ایران ، طبیعت زیبای استان...

حصین

یونسی دیدم نشسته بر لب دریای عشقگفتمش چونی؟ بگفتا بر سر قانو...

سرشارم از جوانی، هر چند پیر دهرمچون سرو در خزان نیز، رنگ بها...

‌ای آخرین امام من،ألغوث ألاَمانعَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط