الان داشتم میومدم سر کار...
الان داشتم میومدم سر کار...
یه آقا پسری اومد گفت :
آقا ببخشید میتونم یه عکس بندازم به خواهرم نشون بدم؟!
(منم خوششحال ازین لطف الهی و صبحگاهی که بهم رو کرده بود)
گفتم بععععععله عزیزم خواهش میکنم...
.
.
.
.
هیچی دیگه... از مکس، یه عکس انداخت و رفت :-/
مردم دیوونه شدن بغوران کریم
اصن به انسانها توجه نمیکنن
خخخ
یه آقا پسری اومد گفت :
آقا ببخشید میتونم یه عکس بندازم به خواهرم نشون بدم؟!
(منم خوششحال ازین لطف الهی و صبحگاهی که بهم رو کرده بود)
گفتم بععععععله عزیزم خواهش میکنم...
.
.
.
.
هیچی دیگه... از مکس، یه عکس انداخت و رفت :-/
مردم دیوونه شدن بغوران کریم
اصن به انسانها توجه نمیکنن
خخخ
- ۱.۸k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط