#عشق_بین_دو_مافیا
#عشق_بین_دو_مافیا
part:8
_اه چرا کردی
+نه پس تا شب ادامه بدم
_منم همین فکرو میکردم
+خیلی پرو هستی ها بگم
_مرسی توجه خودته
شوگا بلند شود و رفت پایین تا برا جیمین صبحونه حاضر بکنه که دید حاضر هستش و شوکه شد. که ناگهان صدایی شنید گفت
*صبحتون بخیر باشه قربان
+ممنون ولی شما
*من خدمتکار هستم امروز شروع کردم
+اها باشه خوش اومدی
*ممنون
--------
+بیا بشین دیگه جیمین
_اومدم
جیمین یکم شلخته بود که شوگا گفت
+این چه وضعه
_امروز توی خونم از اون یکم جدی نگرفتم از اون
+چرا تو خونه هستی
_امروز شرکت تعطیل هستش
+باشه، حالا بخور
جیمین صبحونه خودشو تموم کرد و بلند شد تا دوباره بخوابد
+کجا
_میخوام بخوابم
+مگه خرس خوابالو هستی
_ یه جورایی
+ولی شب یه فیلم ببینیم خیلی وقته ندیدم
_هرچی تو بگی
جیمین رفت و شوگا بلند شد تا وسایل رو جمع بکنه که خدمتکار گفت
*نه قربان من جمع میکنم شما برین
+باشه
شوگا به طرف اتاق پزیرایی رفت و خوابش میومد که اونم اونجا خوابید
«شب شده بود»
جیمین و شوگا درحال دیدن فیلم بودن که یه صحنه ترسناک اومد و جیمین سرشو به لای موهای شوگا برد.
part:8
_اه چرا کردی
+نه پس تا شب ادامه بدم
_منم همین فکرو میکردم
+خیلی پرو هستی ها بگم
_مرسی توجه خودته
شوگا بلند شود و رفت پایین تا برا جیمین صبحونه حاضر بکنه که دید حاضر هستش و شوکه شد. که ناگهان صدایی شنید گفت
*صبحتون بخیر باشه قربان
+ممنون ولی شما
*من خدمتکار هستم امروز شروع کردم
+اها باشه خوش اومدی
*ممنون
--------
+بیا بشین دیگه جیمین
_اومدم
جیمین یکم شلخته بود که شوگا گفت
+این چه وضعه
_امروز توی خونم از اون یکم جدی نگرفتم از اون
+چرا تو خونه هستی
_امروز شرکت تعطیل هستش
+باشه، حالا بخور
جیمین صبحونه خودشو تموم کرد و بلند شد تا دوباره بخوابد
+کجا
_میخوام بخوابم
+مگه خرس خوابالو هستی
_ یه جورایی
+ولی شب یه فیلم ببینیم خیلی وقته ندیدم
_هرچی تو بگی
جیمین رفت و شوگا بلند شد تا وسایل رو جمع بکنه که خدمتکار گفت
*نه قربان من جمع میکنم شما برین
+باشه
شوگا به طرف اتاق پزیرایی رفت و خوابش میومد که اونم اونجا خوابید
«شب شده بود»
جیمین و شوگا درحال دیدن فیلم بودن که یه صحنه ترسناک اومد و جیمین سرشو به لای موهای شوگا برد.
- ۶۰۹
- ۲۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط