حسین مـــن ...

حسین مـــن ...

بی کَس و کارترین عبدِ خدا بودم که

عشقِ تو خیمه در این سینه ی پُر آهم زد ...

تا نفس بود و نفس هست و نفس خواهد بود

از تو دم می زدم و می زنم و خواهم زد ...

ظهرم بنام تو ...

از دور ســـلام ...

(اَﻟﺴﱠﻼم ُ ﻋَﻠَﻰ اﻟْﺤُﺴَﯿْﻦ
َو ﻋَﻠیٰ علی بن الحسین
وعلی اولادالحسین
وعلی اصحاب الحسین علیه السلام
دیدگاه ها (۱)

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب آفرینش ز غبار قدم توست حسینآسمان س...

🕊️ بـســمِ اللّٰـهِ الـرَّحْمـٰنِ الـرَّحیـم 🕊️«اَللّهُمَّ ر...

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب هرکسی خواسته باشد به خدایی برسدبای...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

پارت ۶

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

پارت سیزدهم: انتخابِ سیاهآسانسورِ برج با صدای ناهنجاری تا طب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط