خواستم شعر بگویم قافیه ای نیافتم

خواستم شعر بگویم قافیه ای نیافتم
خواستم نثر بنویسم کلمات را گم کردم
همین است دیگر
وقتی چشمانت مرا نگاه میکنند.
تمام قافیه و کلماتم را فراموش میکنم.
دیدگاه ها (۳)

اون دزدکی دوس داشتنای قبل رابطه با وجود اینکه هردو طرف میدو...

🍁 سڪــوت کن میان آنچه اندیشیده می شود و گفته نمی‌شود ، میان ...

زمستان یعنی :تو نباشی و من مراقب باشمیخِ بغضم وا نشود...

نه حوصلـــه ی دوســـت داشتــن دارمنه می خواهـــــــم کسـی دو...

چگونه تو را شعر نکنم؟و چگونه به دُرناهای دلتنگِچشمانم بگویمک...

/پارت ۴کلود : گفتم چی میخوای رزت : م... من.. من گم شدم فکر ا...

کهکشانِ چشمانت!عشق زیبای من!متاسف هستم که عاشقت شدم....این ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط