مانکی دانکی اششک .... الاغ جان ...

مانکی دانکی اششک .... الاغ جان ...
بیاید عشقش را رها کنی
این خواهش نیست یه دستوره ....
گفتم مگه صادقی گوش میدی
گفت وقتی از من شدی میفهمی
حالا بگو
چرا قرص میخوره ؟چه بیماری داره
گفتم
وقتی اکرم مرا به زندان انداخت شوکه عصبی بدی به او وارد شد. دست چپش دچار مشکلی جدی شده هنوز آرام بخش میخورد درین ناراحتی بود که هادی کربلایی از تنهاییش سواستفاده میکند و میشود انچه نباید بشود
الان هم عذاب وجدان ان روزهایی را دارد که با هادی بوده میخواهد حبران کند نمیتواند ....
لبانش را در هم کشید وچشمانش را باریک کرد و سرش را ملامت و نفی تکان داد و گفت تو از شنیدن دروغ لذت می بری ؟؟؟ دختره تو را خر گیر آورده ....عاشقت بود اصلا خیانت نمیکرد ......
گفتم یک پوفیوز روزگار سیاه که شغل اصلیش تور کردن رنان و دختران است با وعده شهرت . هفته نامه ای دارد و به اسم اینکه مطالبشان را چاپ کند عکس و شماره و وعده و ازدواج و ....


سیگاری روشن کردو به دستم داد و گفت آشغال هایی مثل هادی در همه جهان ریخته . در سینما در شرکت های خصوصی و غیر خصوصی . زمان فتنه همیشه نطفه ها ی حرام منعقد میشوند ولی مهم این است که انسان باشی و انسانیت خودت را به کفتاری نسپاری .مطمئن باش اگر یک نفر مثل هادی نبود یک نفر دیگر . من در نهایت تنهایی در انگلستان درست زمانی که هیچ راه فراری برایم نماده بود تن به سکس ندادم با اینکه نه عاشق بودم و نه معشوقه.... انکه ذاتش کثیف است خیانت می کند زن و مرد هم ندارد تمام چارت سازمان عریض و طویل من زن هستند گاهی امتحانشان میکنم هیچ کدام اهل سیا مستی و سکس نیستند روابط همه تعریف شده و با کلاس در چارچوب خود . سکس غریزه است و یک نیاز واجب در انسان و حیوان مشترک ولی خبانت جز در خوک درهیچ حیوانی نیست ....تو افسردگی داری ...دوری دختر ها و زندان و. در طب قدیم به حالتی مانند تو سودایی میگفتند . اهنگ استاد شهرام ناظری را گوش کرده ای که میگوید باز سودایی شدم ای طبیب ...
تکرار میکنم تو که ادعا داری پیرو علی هستی . مواظب باش از یک سوراخ دوبار گزیده نشوی . چرا اگر از رفتار گذشته خودش پشیمان است هنوز هادی را رها نکرده است ؟ این دختر تو را به بازی گرفته .از سطح دانش و معلوماتت برای نوشتن داستانهایش استفاده میکند و بعد به ریش تو میخندد.
برای دیدن مستی تلاشی هم کرده ای ؟؟؟
گفتم نه تاقت نداشتم
فقط چند بار تا اصفهان رفتم و نیم ساعتی به آپارتمانش نگاه کردم و سیگار کشیدم و برگشتم ....
خانوم اروریان که کلافه و مبهوت مانده بود گفت از قم تا اصفهان رفتی و ...
گفتم شرح جنونم را هیچ عاقلی درک نمیکند .
خندید و گفت
داستان این جنون مانند فیلم های هندی مزخرف است ولی دوست دارم
پایان ۴۰
دیدگاه ها (۰)

دیگر چه کردی ؟ یکبارعصای سپید تهیه کردم و عینک دودی رفتم اص...

خودش نپذیرفت . شیشه های جلوی در و درب شکسته میدانی برای چیست...

(یادآوری سخنان اروریان بیشتر از کلمات لاتین بود و من ترجمه ک...

مادمازل گفت دستت را بیاوردستم را نزدیک بردم در کمال بی شرمی ...

لحظات جالب با اوبیتو این سه پارت را تقدیم میکنم به @nishaaaaaa که انشالله زود تر خوب شه

خدا لعنتتتتتتون کنه ان شاءالله خانم ها رو نابود کردین

پارت ۶یک هفته از آن ناهارِ عجیب گذشت. هفته‌ای که در آن، جیمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط