سی شب خرابت می نشینم تا سحر گاهان

سی شب خرابت می نشینم تا سحر گاهان
شاید به دست لطف کردی قصد تعمیرم
ای اسم های اعظمت امن یجیب عشق
هرشب سحرپرمی کشم …اما به زنجیرم





من واقعا روسیاهم
خیلی دعام کنین
دیدگاه ها (۱۴)

پسرها چقد چشم ناپاک شده اند !!!می گـفت:پسـرها چقـدر چشـم نـا...

الهی , در انتظار رحمتت نشسته ام بدهی کریمی ، ندهی حکیمی بخوا...

چه زیبا گفت دکتر علی شریعتی:آنان که ما را به جرم دوستی باجنس...

تو رگ شوخی ات با دیگران گُل می کندو من رگ غیرتم باد!عجبنمی د...

p12تهیونگ دوباره پرونده را باز کرد.نامی که گوشه‌ی آخرین صفحه...

جادویی عشق part 31 دور از تکنولوژي.. پر از زندگي، پر از سخت...

سناریو درخواستی²از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط