با لب جمعه لبت را به هوس می بوسم

با لب جمعه لبت را به هوس می بوسم
از همین لحظه و تا قطع نفس می بوسم

من که زندانی چشمان تو بودم ز ازل
چشم زیبای تو را پشت قفس می بوسم

دل من را ندهی وعده به وصلت ... پس از این
طرح لب های تو را هم به عبس ... می بوسم

نه که پنهانی و با ترس و نه در خوف و رجا
در همین کوچه و نزد همه می بوسم

هم به هنگام اذان و دم محراب نماز
هم کلیسای مسیح وقت جرس می بوسم

ابتدا نقش دو چشمان تو را می کشم و
روی این دفتر زیبا و سپس می بوسم

وقت این قافیه تنگ است و غزل مست تو شد
شکوه داری که چراروی توبس می بوسم..
دیدگاه ها (۳)

من دلم هرگز نمی آید که دلگیرت کنمیا که با خودخواهیم از زندگی...

باز هم نصف شب و تاب و تبی تکراری دلبرم! همنفسم بازتو هم بید...

آخر هفته دلم تنگ تر از هر روز استجمعه ها پای دلم لَنگ تر از ...

تقدیم به همه پدرهای مهربونپدرم خسته شدی زجر کشیدی احسنتخم به...

نشان سوخته.

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

قلب یخی

با لب جمعه لبت را به هوس می بوسماز همین لحظه و تا قطع نفس می...

با لب نمناک لبت را به هوس می بوسماز همین لحظه و تا قطع نفس م...

شب جمعه لبت را به هوس می بوسم...از همین لحظه و تا قطع نفس می...

با لب جمعه لبت را به هوس می بوسماز همین لحظه و تا قطع نفس می...

با لب نمناک لبت را به هوس می بوسماز همین لحظه و تا قطع نفس م...

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط