برای درد غریبی دوا شدن سخت است

برای درد غریبی دوا شدن سخت است
میان مردم کافر خدا شدن سخت است
سکوت کرده دلم پیشِ چشمِ شاعرِ تو... چقدر با غزلت هم صدا شدن سخت است!
در انتظار نگاهت نشسته ام هر چند
به چشمهای
تو هم مبتلا شدن سخت است
غزل سرودی و رفتی دلم هوایی شد
برس به داد دلم باوفا شدن سخت است
تمام عمر خودم را فدای دل کردم
نخواستی که بدانی جدا شدن سخت است
بیا و شکل خدا را بکش درونم چون
میان این همه کافر خدا شدن سخت است..‌...‌
دیدگاه ها (۹)

همیــــــــــــشہ عاشــــــــــــــق دلـــ❤ ️ــــی باش ڪه اگ...

همین که هستی خوب استکنار آبادیهای شعرمدر حوالی دل بی تابمنمی...

قلبم تپید، باز عرق روی صورتم نشستگفتم بگو مسافر من میرسد؟؟؟ ...

رنگ چشمان تو آبی می کند احساس رابوسه هایت می دهد طعم خوش گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط