دکتر شریعتی : «کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلا

دکتر شریعتی : «کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالی گذشت یک روز که با همسرم ازخیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم
دیدگاه ها (۲)

دکتر شریعتیاز انسان ها غمی به دل نگیر  زیرا خود نیز غمگینند....

جایی برای رفتن داشتن یعنی : خانهکسی را برای دوست داشتن داشتن...

کاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت کاش می شد هر چه هست بر د...

من از عهد آدم تو را دوست دارماز آغاز عالم تو را دوست دارمچه ...

پارت دوم... :)

#تجربه_من ١١١۴#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری#دوتا_کافی_نیست#...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط