★بدون حضورخدا جایے نرو

★بدون حضورخدا جایے نرو
بہ خیالت کہ بہ آبادی میرسے؟؟؟

نہ رفیق!

چراغے کہ درسیاهے میدرخشدچــــــشـــــم گــــــــــرگـــــ است...!!!
دیدگاه ها (۲۰)

ﺧﺪﺍﯾﺎ !ﮐﺴﯽ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ …ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺍﺯ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍﺣﺖ ، ﮐﻪ ﺣﺘﯽ...

تصور کن یک روز صبح که از خواب بیدار میشی ببینی به جز خودت هی...

پا به پای غم من پیر شد و حرف نزدداغ دید، از من و تبخیر شد و ...

زندگی کلبه دنجی است که درنقشه خود دوسه تا پنجره روبه خیابان ...

دوست داشتنِ توشبیه روشن گذاشتنِ چراغی‌ستپشتِ پنجره‌ای دور؛نه...

دوست داشتنِ توشبیه روشن گذاشتنِ چراغی‌ستپشتِ پنجره‌ای دور؛نه...

کتاب آبادی عشق اثر محمدجواد حسین زاده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط