وقتی کنار کوچه دلتنگیم قدم بر می داری .....

وقتی کنار کوچه دلتنگیم قدم بر می داری .....

آهسته تر قدم بردار ....

صدای پایت ممکن است ..

که بشکند سکوت تنهایم را ..

و شاید دوباره امیدش نا امید می شود ....

اگر بداند که تو تنها , رهگذر این کوچه هستی ....

N
دیدگاه ها (۱۵)

برادر ناتنی

در سرهای بچه داری پارت ۸

بعضی کتاب‌ها فقط یک داستان نیستند؛ سفری هستند که بعد از تمام...

سناریووووو

P1باران آرامی روی شیشه‌های خانه می‌زد.طناز روی تختش نشسته بو...

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

پارت نهم پشت در کسی منتظرم بودآرینا دستگیره را چرخاند.در با ...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

#باران 🦋🫰🏼«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه ن...

سناریو ریندو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط