نزدیک به هشت ماه از آن شب غم‌بار می‌گذرد

نزدیک به هشت ماه از آن شب غم‌بار می‌گذرد
و اینجا در کُنجی از حرم مردم می‌آیند، فاتحه‌ای میفرستند، به عکس خیره می‌شوند، چشمشان بارانی می‌شود، سری به نشانه افسوس تکان می‌دهند، آه سردی از سر حسرت می‌کشند و می‌روند...

واقعاً بعضی افراد جایگزین ندارند
جای خالی‌ات بدجور احساس می‌شود سید🥀
دیدگاه ها (۱)

Fifteen

مرد همسایه پدرش فوت کرده ... جلوی درب ساختمان برایش بنرهای ت...

داستانی عجیب از کرامت یکی از مردان خدا،،،، از عالم مجاهد مرح...

تلخ شده p15

این روزها، هوای دیدنت چقدر در من بیداد میکند می گویند چشم ان...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : ۳۸✦....

when silence became a scream p14

LOOKING FOR YOUPART : ⁷درِ بزرگ انبار فلزی با صدای بلندی باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط