‍ گرچه در دورترین شهر جهان محبوسم

‍ گرچه در دورترین شهر جهان محبوسم
از همین دور ولی روی تو را می بوسم
گر چه در سبزترین باغ ولی خاموشم
گر چه در بازترین دشت ولی محبوسم
خلوت ساکت یک جوی حقیرم بی تو
با تو گسترده گی پهنه اقیانوسم
ای به راهت لب هر پنجره یک جفت نگاه
من چرا این قدر از آمدنت مایوسم؟
این غزل حامل پیغام خصوصی من است
مهربان باشی با قاصدک مخصوصم !
بار دیگر می گویم تا یادت نرود
مهربان باشی با قاصدک مخصوصم..
دیدگاه ها (۷۸)

ببین از جنس تنهایی برایت یک غزل گفتمبه نذر این که می آیی برا...

اینکه می بینی گره افتاده در کارش، منمقید خود را که زدم، قید ...

عشق من مستم ولی از بوی توشرم چشمانم همه از روی توناله می دار...

دوستت دارم...تـو را با تمـام نبودن هایت..تـو را با تـمام بے ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط