سرم خیلی درد میکرد به مامانم میگم بریم دکتر فک کنم تومور

سرم خیلی درد میکرد به مامانم میگم بریم دکتر فک کنم تومور دارم یه کم نگام کرد بعد خیلی جدی گفت میبرمت دکتر ولی وای به حالت اگه تومور نداشته باشی.
اصن محبت چکه میکنه.
دیدگاه ها (۱)

چقد من خوشحالم واقعا زندگی عالیههههه

پارت ۳

Iove and the moonPart17با کلی خجالت پابه فرار گذاشتم وای ای...

True Love③②چند ساعت بعد تهیونگ: لباست رو دوست داشتی؟ ا/ت: خی...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p12زنگ آخر خورد.و...

وقتی هم دانشگاهی بودید و ..Part: ³وای نه ایکاش بر می‌گشتم به...

[ چندپارتی تهیونگ] [ پارت پنجم]ات با صدایی لرزون و گرفته گفت...

سناریو باکودکو

My little princess Part 23ویو ات با حرص روی تخت نشستم همین ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط