سال ها بعد..
سال ها بعد..
درآستانه ی"چهل سالگی"
بی شک دیگر..
نه'نام خانوادگیت'را به یاد می آورم!
و نه'علایقت'را
فقط
ممکن است..
همان لحظه ای که؛
پسرک جوانم،درحال رانندگیست و اصرار به تکرار همان،آهنگ "معروف" قدیمی دارد..
برای چند لحظه،قلب آرامم به تپش بیفتد!
خنده ی تلخی،گوشه ی لبم،محو شود
و با زمزمه ی پسرم،به گذشته های دوره با "تو" برگردم.
فقط برای چندلحظه..
باهمان آهنگ "معروف" همیشگی
می شود از عشق سال های دوره با "تو" جانی،تازه گرفت.
#حدیث_فردوسی
درآستانه ی"چهل سالگی"
بی شک دیگر..
نه'نام خانوادگیت'را به یاد می آورم!
و نه'علایقت'را
فقط
ممکن است..
همان لحظه ای که؛
پسرک جوانم،درحال رانندگیست و اصرار به تکرار همان،آهنگ "معروف" قدیمی دارد..
برای چند لحظه،قلب آرامم به تپش بیفتد!
خنده ی تلخی،گوشه ی لبم،محو شود
و با زمزمه ی پسرم،به گذشته های دوره با "تو" برگردم.
فقط برای چندلحظه..
باهمان آهنگ "معروف" همیشگی
می شود از عشق سال های دوره با "تو" جانی،تازه گرفت.
#حدیث_فردوسی
- ۷۶۸
- ۰۹ شهریور ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط