سال ها بعد..

سال ها بعد..
درآستانه ی"چهل سالگی"
بی شک دیگر..
نه'نام خانوادگیت'را به یاد می آورم!
و نه'علایقت'را
فقط
ممکن است..
همان لحظه ای که؛
پسرک جوانم،درحال رانندگیست و اصرار به تکرار همان،آهنگ "معروف" قدیمی دارد..
برای چند لحظه،قلب آرامم به تپش بیفتد!
خنده ی تلخی،گوشه ی لبم،محو شود
و با زمزمه ی پسرم،به گذشته های دوره با "تو" برگردم.
فقط برای چندلحظه..
باهمان آهنگ "معروف" همیشگی
می شود از عشق سال های دوره با "تو" جانی،تازه گرفت.

#حدیث_فردوسی
دیدگاه ها (۱)

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

سال ها بعد..درآستانه ی"چهل سالگی"بی شک دیگر..نه'نام خانوادگی...

کافه شبانه در آرل اثر پل گوگن

اولین قدم به سوی تو

گاهی دلم روشن می شود ، امیدی در دلم می غلتد که شاید امروز تو...

چند پارتی هیونجین 🙂💙پارت 4💙«بیاین کمی به گذشته بریم...» فلش ...

part 36🍋‍🟩هانیل:چون کافه نزدیک بود به خونه راننده منو تو ده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط