بچه اي به مادرش گفت:

بچه اي به مادرش گفت:
اگر بهشت حق توست،چرا در دستانت نيست و زير پاهايت قرار دارد؟

مادر گفت:

آن را زمين گذاشتم
تا تو را در آغوش بگيرم!
دیدگاه ها (۲)

چمن بخت مرا گاو چرید از دو سه جا // رخت اقبال مرا موش جوید ا...

جملاتی فوق العاده از نیما یوشیجدکتر نيستم...اما برايت 10دقيق...

یـه روزی میـــاد کـه ...بعدش دیگه مهم نیست فــردایی در کار ه...

سازت اگر عشق بنوازدهمه خلقت خواهند رقصیدزبانت اگر شیرین باشد...

بهشت در دست مادر بودمادر آن را زمین گذاشتتا ما را در آغوش بگ...

بهشت در دست مادر بودمادر آن را زمین گذاشتتا ما را در آغوش بگ...

شاید که تقدیر در جهان دیگری در انتظار ماست ،شاید که دوباره آ...

ای قرار قَلب بی قَرارم حسین♥️باباحُ‌سِیـنْ؛آن‌قدر دوستت دارم...

آخرین جمله این دلنوشته را با تمام وجود می‌نویسم: مادر، اگر ر...

«بعضی راه‌ها قرار نیست آسان باشند؛ قرار است تو را آن‌قدر عمی...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهل‌وسوم 𓆪 🖤🥀اسما چند ثانیه فقط به مادرش خ...

دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شدهبرای آن سکوت نامعلوم و شکیبدلم ...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:13دستان پسرک یخ زد.با قدم های لرزان سمت...

دختر کوچولوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط