حرف دارم با دلت اما چگونه کی کجا

حرف دارم با دلت اما چگونه؟ کی؟ کجا؟
آه دارم میکشـــــم، آری برایت بی صــــدا
مست بودم بی گمان،مست می چشمان تو
مست ناز آن نگاهت ، دیده ای دیوانه را ؟
تا نفس در سینه دارم مینویسم بعد از این
تـــــــاب من را بردی و آخر ندیدی هم مرا
با تمــــام خاطراتی که نشسته در سرم
تار میبینم ،کجایی ؟کور کردی دیده را
میرود آهسته از ذهنت تمـــــــام من گلم
از سرت بنداز عشقی را که شد آری جدا
دیدگاه ها (۱۵)

‍ تو را در بغض باران های هر شالی صدا کردم تو را در عطر گندمز...

کاش از شعرم بخوانی، در دلم غوغاست بی توکاش برگردی عزیزم! عاش...

هرچه تکاپو کنم ، پازلِ دل جور نیستدر نخِ آرامشم ، جز گره ی...

وقتی که بودنم بسته به بودن تو است ، این لحظه هم منتظر آمدن ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط