روزی که مطمئن شدم دستتو زخم نمیکنی،برات یه کاکتوس میخرم ک

روزی که مطمئن شدم دستتو زخم نمیکنی،برات یه کاکتوس میخرم که بزاریش جلو نور و بهش آب بدی که بزرگ بشه و گل بده و تو هی از دیدنِ گل اش خوشحال شی و نیشت باز شه.
اون روز که برات کاکتوس خریدم بهت میگم که کاکتوسا چقدر محکمن.که یه مدت اگه بهشون آب ندی و بهشون بی توجهی کنی هیچیشون نمیشه و بازم هر روز که از خواب بیدار شی اونجان و دارن بهت لبخند میزنن.
و بهت میگم که اگه به کاکتوست بی توجهی کنی،بعد از روزا و هفته ها و ماهها که دووم آورده و هیچی نگفته،یه روز صبح از خواب بیدار میشی و میبینی خشک شده...خشکِ خشک!
تو اون روز ناراحت میشی،گریه میکنی و حتی شاید خودتو مقصر تمام بلاهایی که سر کاکتوست اومده بدونی!ولی ازون روز به بعد، مهم نیس اگه هر روز بهش آب بدی،مهم نیست که چقدر براش اشک بریزی...حتی مهم نیس که بری آسمون و خورشیدوبراش بیاری پایین...کاکتوست تموم شده.خشک شده و مُرده!به همین راحتی...و بزار بهت بگم:هیچی؛مطلقا غم انگیز تر از نگاه کردن به کاکتوسی که "خودت"مسبب خشک شدنش بودی نیست... و از الان بهت میگم!..."بعضی آدما،مثل کاکتوسَن"
پ.ن:یک عدد کاکتوس هستم:))

۲۷مهر ماه ۹۸ Mohammad Ali Salmani
دیدگاه ها (۱)

ری اکشن نویسی مای هیرو آکادمی

واقعا از اینکه دوستی مثل تو دارم روزی هزار بار خداروشکر میکن...

خنده ی ممنوعه.

قلبش داشت مثل ریتم‌های سنگینِ تراک‌های جدیدش می‌کوبید. توی ذ...

پارت 3

part 11با نیک به سمت میز رفتیم گفت:از این به بعد روی یه پروژ...

#کپشن

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊سایه های عشق.📜.🖇️.📜(تعداد پارتشو یاپم رفت🤣)سه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط