وقتی بچه دارین ولی . ....

وقتی بچه دارین ولی . ....

هوفی کشیدم، جیغ دوباره ی سول بلند شد .
عصبی بلند شدم و آیپد رو ازشون گرفتم
_مامااااان .
تیز نگاشون کردم که ساکت شدن و سرشون و پایین انداختن ..
_آم .
سمت کوک برگشتم، چشم غره ای بهش رفتم که قهوه ای که داشت میخورد تو گلوش پرید هول شده سرفه کرد سمتش رفتم .
پشتش زدم که ترسیده عقب کشید
_ خوبم ، وای چقدر ابهت داری تو !
اخمی کردم و جدی سمت بچه ها برگشتم .
_ مامانننن آیپد رو پس بد..‌
با اخم وسط حرفش پریدم .
_ پاشین میرین تو اتاقتون جفتتون! تا شام حاضر نشه بیرون نمیاین! و تا اونموقع درستون رو میخونین بعدش ازتون میپرسم!
چشم بی‌حالی گفتن و سمت اتاقشون رفتن .
سمت کوک برگشتم .
_شرکت چه خبر؟! .
_خوبه . میگم میرا .
نگاهش کردم
_جونم عزیزم؟!
من منی کرد
_زیادی به بچه ها توجه نشون نمیدی؟! احساس میکنم دارن لوس میشن! حتی نمیزارن من خیلی نزدیکت شم !
شونه ای بالاانداختم .
_لوس که نه ، لجباز شدن!
صدای لوس شده ی سول اومد .
_مامااان،
برگشتم سمتش .
_ میشه بغلت کنم؟! ببشید!
جدی اخمی کردم
_درست رو خوندی؟ .
سری تکون داد ، کتاب پیش دبستانیش رو دستم داد
_بپرس!،
۱۰ تا سوال کردم وقتی مطمعن شدم بلده لبخندی زدم و دستم و باز کردم
_حالا میتونی بیای بغلم !
جیغی خوشحالی کشید و پرید بغلم .
کوک بوسه ای رو گونم زد که سول جیغی کشید
_نزدیک مامانییی نیااااا .
کوک اخمی کرد ؛ میدونستم سر این موضوع حساسه بلند شدم و سول رو روی میز گذاشتم و کتابش رو دست کوک دادم
_ادامش رو ازش بپرس عزیزم !
لبخندی زد و چشمی گفت
سمت گاز رفتم و غذا رو هم زدم .
_
دیدگاه ها (۹)

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

وقتی میریم ایران ولی تحریک میشه . ...در ورودی خونه رو باز کر...

وقتی دوست صمیمی هستین ولی اون دوست دختر داره ولی یه روز ... ...

وقتی میرین مهمونی ولی...درخواستی ادکلن هم زدم که صدای هول زد...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

پارت 29

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط