یکی از بچه های فامیلمون پنج سالشه اومده ب مامانش میگه دیگ

یکی از بچه های فامیلمون پنج سالشه اومده ب مامانش میگه دیگه از بازیای مسخره ی تبلت خسته شدم ی چیزه پیشرفته تر میخوام!
حالا ما همسن این بودیم کاغذ مجوییدیم میذاشتیم تو لوله خودکار پرت میکردیم سمت تخته سیاه!
دیدگاه ها (۱)

مرد من ۳

ظریف زر نزن،توالان باید پشت میله های زندان باشی خائنمیخای بس...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

سلام...میخوام براتون یه داستان تعریف کنمنه از اون داستان های...

رمان تهیونگ

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

KIM V

[عمارت عشق] پارت ویژه! / part: 5راه افتادیم به پاساژ رسیدیم....

ریاکشن

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط