از من غزلی مانده و از تو اثری نیست

از من غزلی مانده و از تو اثری نیست
در خانه ی تنهایی من ، هیچ دری نیست

"لیلا" شدنم دستِ خودم بود عزیزم !
جز من به خدا عاشقِ دیوانه تری نیست

بگذار و برو فکر نکن بی تو ... عجیب است
در رفتن ِتو هیچ غم و دردسری نیست

من حبسِ خودم هستم و تردید ندارم
دور و برِ من جز "منِ ِتنها" خطری نیست

در هر غزلم عشق نشسته ست کنارم
اما به خدا ذره ای از تو خبری نیست ...
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱: شروعِ یه ماجراجوییِ دیوانه‌وار!سئول همیشه حس عجیبی ب...

پسر بد (61)

انتقام سخت Part: 3جونگ کوک: جونگ اون خوابید بیا ات: باشه سری...

پارت ۴ ویو ا.ت با نوازش دستایی روی موهام چشمام رو باز کردم ت...

love in the dark⑨⓪چند روز بعدهارین: ا/ت عزیزم استراحت برو خو...

ترکم نکن

پارت: 11 (بخش3) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر بود. وقتی دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط