part

part 18 :

ویو مایک :
هوا خیلی خوب بود جنا همش به بیرون زل زده بود و غرق نگاه بود ......
بالاخره بعد 20 دقیقه رسیدیم به عمارت جنا

ویو جنا :
رسیدیم و مایک ماشین رو برد تو باغ و منم باهاش رفتم بعد پیاده شدیم و باهم رفتیم داخل عمارت ( اون خدمتکار بودا پیره اسمش یادم نیست ) گفت :

ویو اون پیرمرده :
خانم کیم خوش اومدین خوشحالم که بازم می بینمتون

ویو مایک :
خب خب از این به بعد باید بهشون بگین خانم ویک

ویو جنا :
ع مایک اذیت نکن
[ مایک دست جنا رو گرفت و بعد گفت خب راست می گم دیگه ( با شیطونی و یه حالت کیوت ) ]
یه لبخند زدم و بعد گفتم مایک بمون همینجا و بعد خودم رفتم بالا تو اتاقم واقعا قراره از اینجا برم این خیلی بده یعنی دیگه هلن پیشم نیست ؟
راستی هلن کجاست ؟ آهان امروز فرستادمش شرکت
هعی دلم می خواست گریه کنم دلم برا اینجا تنگ می شه اصلا هواسم به گذر زمان نبود یهو به خودم اومدم وای مایک پایین منتظر بود از لای در بیرونو نگا کردم و دیدم رو کاناپه خوابش برده وای خدا تصمیم گرفتم برای آخرین بار تو این خونه برم حموم توی این اتاق مثل همیشه رفتم تو حموم و لباسامو دراوردم در و قفل نکردم چون مایک پایین بود و با آرامش می تونستم یه حموم کنم آخيش امروز خیلی لباسام تنگ بود تو آینه به خودم نگا کردم وای چقد سفیدم چقد بدن خوش فرمی دارم هعی رفتم زیر دوش آب هعی آخيش چه حس خوبی بود

ویو مایک :
یه لحظه از خواب پریدم دیدم 1 ساعته گذشته وای خدا جنا جنا منتظرم بود بدو بدو رفتم بالا آروم در و باز کردم دیدم رفته حموم یه حسی بهم می گفت در و باز کن ولی نمی شد نه من باید می رفتم

ویو جنا :....................😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈😈.‌.............
بباید کامنتا اسمات داره 🫡🫡🫡🫡🫡🫡🫡🫡
دیدگاه ها (۷)

برای پارت بعدی شرطا :10 لایک برای پارت پیش۱۲ کامنت برای پارت...

part 17 :ویو جنا :پس امشب باید حسابی جذاب کنی ویو مایک :تا ...

بچه ها یعنی ۱ لایک زدن خستتون می کنه ؟نه هیچی بهتون نمی شه ف...

پارت ۱۰DarkBlaze ویو مایک :تا من برم اونجا بخوابمویو جنا :او...

پارت ۲:ویو نویسنده :هوا تقریبا سرد بود ، هنوز نم نم بارون می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط