با کفش‌هاے خستگےِ خود

با کفش‌هاے خستگےِ خود

این‌کوچہ را براے‌تو هاشور مے‌زنم

جآن‌مےدهم شبے کہ‌نیایی بہ دیدنم

بر صبح بےتو ‌گره‌ے کور مےزنم...!
دیدگاه ها (۱)

دوباره دیدنت شده تمام آرزوی منبرای خاطر خدا شبی به دیدنم بیا...

دوباره دیدنت شده تمام آرزوی منبرای خاطر خدا شبی به دیدنم بیا...

او که صبح را از دلِ ظلمت بیرون می‌‌کشد،آیا نمی‌‌تواند گره‌‌ه...

🍒🍃دستم نه،اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد!نمی دانم...

#روز_دختر_مبارک😍 برای دختران زاگرس همان هایی که لبخند شان بو...

عاشقانه های شبنم

○ یادم هست آخرین باری که کربلا مشرف شدم گفتم :"آقا جان ما را...

سلام✨ حضرت گره گشا،مهدی جان.زندگی هایمان فقط دست و پا زدن در...

طبیعت

امام #زمانمدلم برای ورود تو لحظه شماری می‌کند و حنجره ام تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط