سناریوی شماره

{سناریوی شماره ۷ }
|| پارت اول ||
نام سناریوی:
《شوخی مرگبار 》

صحنه ۱: اتاق کیریشیما - بعدازظهر

*/چند دانش‌آموز کلاس ۱-A (کیریشیما، مینا، کامیناری، سیرو، جیرو) با چهره‌های هیجان‌زده و کمی مضطرب دور هم جمع شده‌اند. کیریشیما با مشت‌های گره کرده روی پاهایش نشسته، گویی خودش را برای چیزی آماده می‌کند./*

مینا (با چشمانی برق‌زده و صدایی آهسته و توطئه‌آمیز):
خب بچه‌ها، همه نقشه رو فهمیدن؟ امروز روز موعکشه!

کامیناری (با کمی لرزش در صدا):
ا...اگه اشتباه پیش بره، باکوگو واقعاً ما رو می‌کشه. مطمئنین می‌خواین این کار رو بکنیم؟

کیریشیما (با مشت زدن به سینه خودش و با اطمینان ساختگی):
نگران نباش کامیناری! من باکوگو رو حسابی تو حیاط مشغول می‌کنم! تمرینِ "مرگبار"! تا خونه خراب نشه از پا نمی‌فتم! فقط شما باید قسمت خودتون رو قاطع بازی کنین!

سیرو (در حالی که چند پتو و یک اوسک بزرگ استودیویی را بررسی می‌کند):
جسد جعلی تقریباً آمادست. پارچه سفید، چند لکه "خون" با گچ قرمز... باکوگو که فقط یه نگاه بندازه، باور می‌کنه. مخصوصاً اگه همه‌مون بهشکلی غمگین باشیم. تقریبا شبیه خود میدوریا س میدوریا عروسکی

جیرو (با نشان دادن یک لیست کاغذی بلندبالا):
لیست خرید میدوریا هم حاضر! از "کیک آنمیتوی کمیاب فروشگاه دنجوبو" گرفته تا "نخ ابریشم اصل از مغازه پشت میدان"! اونقدر طول می‌کشه تا برگرده که خورشید رفته باشه!

مینا (با اشتیاق):
عالیه! هدفمون فقط یه چیزه: بفهمیم وقتی باکوگو *فکر کنه* میدوریا مرده، چه غلطی می‌خواد بکنه؟! وایسین ببینین چه قیافه‌ای می‌گیره!

کیریشیما (با بلند شدن و کشیدن نفس عمیق):
خب، من میرم سراغ باکوگو. یادتون نره: به محض اینکه میدوریا برگشت و صحنه شروع شد، *ساکت* بمونین! بعدشم... آماده باشید برای فرار فوری به اردوگاه! اگه زنده بمونیم!

*/همه با ترس و هیجان سر تکان می‌دهند. کیریشیما با قدم‌های محکم اتاق را ترک می‌کند. مینا به بقیه اشاره می‌کند تا برای چیدن صحنه به حیاط بروند./*

پارت بعدی فردا !!!!
دیدگاه ها (۲)

{سناریوی شماره ۷ }|| پارت دوم ||   نام سناریوی:《شوخی مرگبار ...

{سناریوی شماره ۷ } || پارت سوم || نام سناریوی:《شوخی مرگبار...

{سناریوی شماره ۷ } || پارت = معرفی || نام سناریوی:《شوخی مر...

{سناریوی شماره ۶ }||پارت ششم ||   نام سناریوی:{ لعنتی چرا ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط