در عشقت شمع در بادم

در عشقت شمع در بادم
خودم را بردی از یادم
دیدگاه ها (۲)

عشق چون داغی است بر سینه ی درد چو موجی می زنم سیلی بر این د...

نقش من را چون کشیدی درد من را هم بکش عشق ویرانگر که افتاد ب...

یادمه چشم تو دریائی بوددل من مثل دل ماهی بود

از تو فقط در خاطرم اندیشه ای مانده رفتی و از آن هیبت عاشق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط