جمعه ها دلتنگی قلبم دو چندان میشود

جمعه ها دلتنگی قلبم دو چندان میشود
پیش چشمم زندگی بدتر ز زندان میشود


لحظه لحظه خاطراتم میبرد تا اوج غم
ساحل آرامشم یک باره طوفان میشود


بغض سنگین در گلو دست نوازش میکشد
چون همیشه چشم من مهمان باران میشود


چون پرستویی اسیرم که گمان گم کرده راه
از تکاپو خسته کم کم سوی پایان میشود


من خزان را دیده ام در نو بهارم ای دریغ
آرزوهایم گلی پرپر به گلدان میشود


این منم با کوله باری از غم و حسرت ولی
عاقبت این بی کسی با عشق جبران میشود


گفته ام سنگ صبورم پس صبوری میکنم
گاهگاهی صبر هم از من گریزان میشود
دیدگاه ها (۳)

بی تو من پنجره ای سردم و بی تصویرممثل یک خانه ی متروکه فقط د...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیردفریبنده زاد و فریبا بمیردشب مرگ ت...

ابری ‍شدم، که آه دلم را دمیده اماین روزها، تمام خودم را چکید...

مرا هزار امید است و هر هزار توییشروع شادی و پایان انتظار توی...

جمعه ها دلتنگی قلبم دو چندان میشود پیش چشمم زندگی بدتر ز زند...

خانه حریری، تبریز یاشاسین تبریز یاشاسین آذربایجان شرقی ✌🏻🇮🇷#...

آسمون کهنو زمین بیهدگه برناگردمدیر یهتیمو فاتحه ای بر خوندمب...

به عشق میسپارمت؛ به ویرانگر ترین نفرین انسان.#دلنویس هیچ آمد...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط