من انسان‌هایی را می‌شناختم که خط بودند،

من انسان‌هایی را می‌شناختم که خط بودند،
صاف و ممتد!
نه دورت دایره می‌زدند،
نه از دایره امن‌شان خارج میشدی،
نه از دینت می‌پرسیدند
نه از اصالتت
مسیر خودشان را هموار می‌کردند،
گهگاهی دستت را هم می‌گرفتند
نه آنقدر سفت که دردت بگیرد
نه آنقدر شل که حس رها شدن کنی
مهربانی طریق زندگی‌شان شده بود
و قناعت، نان سر سفره‌شان
من انسان‌هایی را میشناختم
که عجیب انسان بودند
تو چطور؟
دیدگاه ها (۱)

☀️🔸🔸🔸دوست داشتنِ تودر وجود من استخاکش، آبش، نورشزندگی و خیال...

امروزبرایت آرزو میکنمکه روزترویایی باشد در دست نه دوردستعشقی...

یک صبح هم تا چشم باز کردی،به جای فکر کردن به جایِ خالی اش، ب...

هیچ‌ کس در این دنیا،کامل و پاک نیست ...اگر از مردم ...بخاطر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط