موسیقی از صدای تو میریخت بر دلم
موسیقی از صدای تو میریخت بر دلم
حلقه در دست حلقهای
هر یک ولی مخالف هم میخواند.
هوا که گرم میپرید در هوای من
درخت میشدم
و هوا در شُش من مینشست.
موسیقی از صدای تو آبم بود
و برگ من از سبز تو میآموخت
و دلم در زلالهای تو میلرزید
خون خود پای حرفش میریخت
قطره در دست قطرهای
هریک ولی مخالف هم ظاهر
در خواندههای دیگری اما غرق.
موسیقی از صدای تو میتابید
جانم را بالا میرفت
روشن را از بالا میریخت
شُش را پر میکرد از روشن
حلقه در دست حلقهای
هر یک ولی مخالف هم میخواند.
هوا که گرم میپرید در هوای من
درخت میشدم
و هوا در شُش من مینشست.
موسیقی از صدای تو آبم بود
و برگ من از سبز تو میآموخت
و دلم در زلالهای تو میلرزید
خون خود پای حرفش میریخت
قطره در دست قطرهای
هریک ولی مخالف هم ظاهر
در خواندههای دیگری اما غرق.
موسیقی از صدای تو میتابید
جانم را بالا میرفت
روشن را از بالا میریخت
شُش را پر میکرد از روشن
- ۵۰۱
- ۲۴ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط