خیلی قشنگه

خیلی قشنگه

مخصوصا دخترااااااااااا

لطفا خووووووونده بشه ....

داداشم منو دید تو
خیابون.. با یه نگاه تند بهم فهموند برو خونه تا بیام..
خیلی ترسیده بودم.. الان میاد حسابی منو تنبیه میکنه..

نزدیک غروب رسید.. وضو گرفت دو رکعت نماز خوند
بعد از نماز گفت بیا اینجا
خیلی ترسیده بودم

گفت آبجی بشین

نشستم
بی مقدمه شروع کرد یه روضه از خانوم حضرت زهرا خوند حسابی گریه کرد منم گریه ام گرفت
بعد گفت آبجی میدونی بی بی چرا روشو از مولا میپوشوند
از شرم اینکه علی یدفعه دق نکنه
آخه غیرت الله

میدونی بی بی حتی پشت در هم نزاشت چادر از سرش بیفته!

میدونی چرا امام حسن زود پیر شد
بخاطر اینکه تو کوچه بود و نتونست کاری برا ناموسش کنه

آبجی حالا اگه میخوای منو دق مرگ نکنی
تو خیابون که راه میری مواظب روسری و چادرت باش
یدفعه ناخداگاه نره عقب و یه تار موت بیفته بیرون
من نمیتونم فردای قیامت جواب خانوم حضرت زهرا رو بدم
#حجاب
#چادر
#دختران پاک


@azlakejightakhoda1
دیدگاه ها (۱۹)

رومان روز برفی (پارت6)از زبان ات الان یہ حس عجیب داشتم نمیدو...

پارت ۲ (سرنوشت) ویو ا/ت:خیلی داشت تند میرفت ریده بودم به خود...

سلام به دخملای خودم من اومدم حیحی بریم برا ادامه The unwante...

Part ⁴

پارت ۳۳

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_96مهمونی خسته کننده ای شده ب...

#از_علی_آموز بسم الله العلی الاعلیخواهر محجبه عزیزمتابستان ا...

the first lie

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و... p18ات. تو.... تو اونو ک...

تکپارتی نامجون کریسمس داشتم برای شب کریسمس آماده میشدم که جش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط