هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم ،

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم ،
پرم از حس دلگیری که نامش را نمی دانم

تو اقیانوس سرشار از تلاتم های آرامی ،

من آن اشکی که دایم رو به تغیانم ،

بزن نی باز غوغا کن دف شور بر پا کن ،
به هر سوزی بگریانم به هر سازی برقصانم ،

ببین آیینه وار از حس تصویر تو لبریزم ،

تو آرامی من آرامم پریشانی پریشانم

اگر شعری نوشتم رو نویسی از نگاهت بود ،

که این دیوانگی ها را من از چشم تو

میخوانم ... ♥♡
دیدگاه ها (۲۸)

♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡

مهربانی نقش هر نقاش نیست/ هر ک نقشی میزند نقاش نیست/ نقش را ...

شعاع مهربانیت را روز به روز زیاد ترکن.... آنقدر که روزی بتوا...

زنها هرگز نمیگویند :تو را دوست دارم♥♥ولی وقتی از تو پرسیدند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط