💖 💖 عشــــــق💖 💖

💖 💖 عشــــــق💖 💖
پارت199




نیلوفر:
محیا با لبخند نگام کردوگفت : عالی شد نیلو جون
گونه ام رو بوسید وگفت : جواب بابااینا رو چی دادی ؟
- جوابی ندادم
فربد : خوب کردی
محیا با حرص گفت : فربد
فربد : مگه دروغ میگم من طرف خواهرمم تو طرف داداشت باش
محیا: واقعا اون کارش انقد بد بوده ؟
فربد رو نگاه کردم سری تکون داد وگفت : نمی دونم چی بگم بهت محیا ولی من اگه ولت کنم برم بعد چند ماه برگردم چیکار می کنی
محیا : انقد دوست دارم که ببخشمت
یعنی محیا منظورش این بود من محسن رو دوست نداشتم ؟!
- من دوسش داشتم محیا اون منو نمی خواست اون منو ...
بازم اشکم سرازیر شد محیا اومد طرفم رفتم عقب فربد عصبی گفت : بسه دیگه محیا دیونه کردید این دخترو مطمئن باش محسن انقد براش مهم نبوده که برای تو مهمه
- ببخشید
رفتم اتاق نفس وهمونجا نشستم
نمی دونستم چطوری با محسن برخورد کنم اون امشب میومد اینجا
با صدای در برگشتم فربد بود که بالبخند گفت : می دونی محیا می ترسه تو رو از دست بده واسه همین اسرار می کنه ..
- مهم نیست
اشک هام رو پاک کردم وگفتم : من یکم استراحت می کنم
فربد : باشه ...بازم ببخشی
با رفتن فربد رو تخت دراز کشیدم وسرمو رو بالش گذاشتم با هزار فکر تقریبا خواب به چشام اومد



چشام رو که باز کردم جلوصورتم یه عالمه گل سفید بود از هر نوعی متعجب نشستم وگل ها رو نگاه کردم محسن فقط گل سفید دوست داشت
از تخت اومدم پایین واز اتاق نفس اومدم بیرون همه تو سالن نشسته بودن رفتم دسشویی آبی زدم به صورتم ورفتم اتاق محیا کیفم تو سالن بود محیا روصدا زدم برام بیاره مواام رو باز کردم وبروس زدم
یهو یکی دستمو گرفت با ترس برگشتم دیدم محسنه بروس رو ازم گرفت وموهام رو شونه زد آروم گفت : می دونم اشتباهم بزرگ بود ولی می دونی که چقدرپشیمونم دوماه من هر کاری می کنم نگاهمم نمی کنی
می دونی چقدر دوست دارم ...نمی دونی ..ولی با این حال بازم هر چی تو بگی
برگشتم طرفش به موهام نگاه کرد وگفت : نیلوفرببخشم ...معذرت می خوام همین یه بار
- ببخشم دوباره تکرار می کنی
محسن : بخدا قسم تکرار نمی کنم نیلوفر من عوض شدم
دیدگاه ها (۳۳)

💖 💖 عشــــــق💖 💖 پارت 200نیلوفر:نمی دونستم چی بگم لبمو گاز گ...

💖 💖 عشــــــــق💖 💖 پارت 201نیلوفر:مهرداد: چیزی نیس که بخوای ...

💖 💖 عشـــــــق💖 💖 پارت 198مهرداد : وسایل لیلی رو برمی داشتم ...

💖 💖 عشــــــق💖 💖 پارت 197مهرداد:- باشه محیا : به محسن ومامان...

ارباب منپارت ۴چاعان:خانم بزرگ میشه بریم توی اقاق کارتون دارم...

in your eyes

.. MY DOLL.. ویو ی ا.ت رفتیم لباسامون رو عوض کردیم و اومدیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط