به نام مادرش سوگند...زهرا!

به نام مادرش سوگند...زهرا!
همان که صبح چشمش جاودان است

نخواهد از نفس افتاد این عشق
که از"هادی"به قلب عاشقان است

به کوری دوچشم آن حقیری
که ازفرط حقارت بد دهان است

به هر دیوار این دنیا نوشتم
"نقی"زیباترین نام جهان است
دیدگاه ها (۲)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part¹ "توصیف در یک جمله:آن ظهره شوم" آت از ساعت ۸...

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

معامله p10آن شب، قبل از خواب، جونگ‌کوک کشوی کوچکش را باز کرد...

پیوند خون و اختیارپارت ۹ | مرز بین اعتماد و خیانتاون شب، پار...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۳ | سایه‌ی خیانترینا هنوز به پیام روی گوشی ...

The Joke That Broke Us

پارت ۳۰ حسنا چند ثانیه در سکوت به لیسا و مدیرِ کمپانی خیره ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

جادویی به نام عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط