- فریدون مشیری:

- فریدون مشیری:

من دلم می‌خواهد
خانه‌ای داشته باشم پر دوست،
کنج هر دیوارش
دوست‌هایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو…؛
هر کسی می‌خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند.
شرط وارد گشتن
شست و شوی دل‌هاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست…
بر درش برگ گلی می‌کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می‌نویسم ای یار
خانه‌ی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر خانه دوست کجاست
دیدگاه ها (۲)

دوستﮐﻪﺑﺎﺷﯽﻓﺮﻗﯽﻧﻤﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺯﻥﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻣﺮﺩﺩﻭﺭﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻧﺰﺩﯾﮏدوستیﻓﺎ...

سالاد برای افطار

خدایـــــــــــا ،دخـلـم با خـــرجـم نمیـــخــواند ،کـــم آو...

عاشق خدام چون تنها کسیه که بهم نمیگه بسه خسته شدم.عاشق خدام ...

افسانه‌ی گل صورتیپارت ششم | آرامش قبل از طوفانویو روستاخانه‌...

گل های خاموش part: 2 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط