در زندگی از چیزهای زیادی می‌ترسیدم و نگران بودم، تا اینکه

در زندگی از چیزهای زیادی می‌ترسیدم و نگران بودم، تا اینکه آنها را تجربه کردم و حالا ترسی از آنها ندارم.

از " تنهایی" می‌ترسیدم، 
یاد گرفتم "خود را دوست بدارم"

از "شکست " می‌ترسیدم
یاد گرفتم "شکست یعنی این راهی که رفتم را نباید تکرار کنم"

از" نفرت مردم" می‌ترسیدم 
یاد گرفتم " بهرحال هر کسی نظری دارد"

از " درد " می‌ترسیدم
یاد گرفتم " درد کشیدن برای رشد روح لازم است"

از " سرنوشت " می‌ترسیدم
یاد گرفتم "من توان تغییر آن را دارم"

از " آینده " می‌ترسیدم یاد گرفتم "می‌توان آینده بهتری ساخت......
به قلبت رجوع کن اگر حالت خوب است به
باورهایت ایمان بیاور و اگر حالت خوب
نیست,همچون خانه کلنگی بکوب از اول
بساز.......
برای تغییر هیچ وقت دیر نیست......
دیدگاه ها (۱)

🤍👇🏽✨️💖ساختنِ نسخه‌ی بهترِ خودت درد دارد؛اما ماندن در جایی که...

🌷 بیوگرافی دختری که بلوبری دوست داره 🌷من ..…..... هستم؛ دختر...

╔════════════════════════════╗پارت ۱۱۱ | «یک قدم نزدیک‌تر......

-✍ خواسته هاى خود را در برابر خداوند به زبان بیاوریم. «وقل ر...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۰

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۶در میانه‌ی نمایشگاه،...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②④_بخش اول_ من از تو شروع میشومو...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش دوم_کنار درختی می‌ایستم.ناگهان موجود کوچک سیاهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط