بازوانش را گشوده بود

بازوانش را گشوده بود
برای در آغوش گرفتن من
زمان یکباره ایستاد
در این دادگاه ناگهانی
مرا به دار آویختند
بی گناه

"رسول یونان"
دیدگاه ها (۱)

هنوز لهجه ی آمدنت رانیاموخته ام ...که رفتی...!!!بعد از توبا ...

کاش می دانستمخواب ها تا کجا ادامه می یابندیا بیداری از کجا ش...

چه متن قشنگیه !قوی کسی است که,نه منتظر میماند کسی خوشبختش کن...

نمیدانم....کدام را راضی کنم!دلی که میخواهد عاشــــــــــــــ...

خب ایرانیخوب نگاش کنتا آخرین لحظه از زندگیشروی حرفش ایستادحس...

شکوائیه چیست

🎥 حجت‌الاسلام #پناهیان: ان‌شالله این روایت صحیح نباشد. در جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط