🖤 سفری از سردی به گرمی | پارت ۴

🖤 سفری از سردی به گرمی | پارت ۴
بعد از برسی های فراوان هارین و جونگکوک یه این نتیجه رسیدن که دو هیون میخواد نقطه ضعف هارین رو پیدا کنه
و نقطه ضعف هارین تنها و تنها یک چیز بود
کارش
جونگکوک:هارین خوب گوش بده
اون عوضی میخواد با کار تو تورو امتحان کنه
لطفا هر چیزی که شد برای اینکه از اون اشغال خلاص بشیم از کارت دست نکش
هارین:باشه باشه جونگکوک
خیلی عجیبه
هارین برای اولین بار اونو با اسم کوچیک صدا زد
یه اتفاقی برای هارین افتاده که انقدر عوض شده
ویو هارین:
نمیدونم چم شده چرا با این پسر مهربون رفتار‌میکنم؟؟اون از دیروز که توی بغلش بودم و پسش نزدم و اینم از امروز که با اسم کوچیک صداش میزنم خدایا من چم شده
یعنی ممکنه؟؟نه نه امکان ندارهه
ویو جونگکوک:
نمیدونم جدیدا خیلی توجه خاصی به هارین دارم
ولی مطمئنم اون هیچ حسی بهم نداره(بد فک نکن پسر شایدم داره)
اوف خدایا دارم دیوونه می‌شم
بهش بگم؟؟نه اصلا نباید بگم و بروز بدم ممکنه همین ارتباطی که حداقل از یخ گرم تره رو از دست بدم
ویو نویسنده
چندین روز گذشت کل کل های هارین و جونگکوک سر اینکه جونگکوک با احساس تصمیم نگیره هرروز ادامه داشت و هرروز هردو احساس بیشتری نسبت به هم پیدا میکردن ولی
هردو اونو خاموش میکردن
و هیچکس نمیدونست
یه روزی قراره همین احساسی بودن جونگکوک هردوشون رو نجات بده
ادامه دارد.....
حمایت خوشگلا
دیدگاه ها (۰)

🖤 سفری از سردی به گرمی | پارت ۵پرش زمانی به ماموریت ۱ ماه بع...

خوشگلا لطفا کامنت بزاریدانرژیم رو پایین میاره وقتی میبینم فق...

🖤 سفری از سردی به گرمی | پارت ۳که یهو حس کرد تحت تعقیب کسیهن...

🖤 سفری از سردی به گرمی | پارت ۲چیزی رو دیدن که حتی برای کیم ...

سیلام قشنگای منننننننن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط