ارادت دوستان
ارادت دوستان..
میدونم همتون از دست من نویسنده کلافه شدید و همش ازم خواهش میکنید زود به زود پارت بزارم..
نمیدونم منظورمو متوجه میشید یا نه ولی من نمیخوام بی حوصله پارت بنویسم و بزارم تو پیجم..
میخوام هر پارتی که مینویسم خوب باشه و شما از خوندنش لدت ببرید.
ببینید من کاری با بقیه ندارم ولی من همیشه هر داستانی رو تو کاغد مینویسم و اینجوری نیستش که مستقیم تو گوشی تایپ کنم ، درواقع من اول من تو کاغد مینویسم بعدش تو گوشی تایپ میکنم و میزارم تو پیج..
و ازونجایی که من دوست دارم هر پارت طولانی باشه و شما بیشتر بخونید ۳ تا کاغد ( ۶ صفحه ) فدای داستانم میکنم و داخلش مینویسم...
و خلاصه بگم تلاشمو میکنم که شما لذت ببرید از خوندن فیک..
ولی خب حمایت ها خیلی کمه ...
ببینید اینجور که از لایک ها فهمیدم از پارت اول خیلی خوشتون اومده و تقریبا فهمیدم چقدر دوستش داشتید..
اما خب بعدش لایک ها کمتر شد..
البته نمیگم خوشتون نیومده نه!
میتونم شرط ببندم خیلی هاتون منو یادتون رفته و نیومدید بخونید یا خوندید ولی لایک نکردید..
اگه حمایت ها بالا باشه به نویسنده انرژی میده و اونم شروع میکنه به نوشتن..
پس تنها خواهشی که از همه ی شما دارم اینکه لطفا حمایت کنید و اگه حمایت ها بالا باشه شاید من هرروز تونستم چند تا پارت بزارم..
و حالا بستگی به خودتون داره...
حمایت ها زیاد باشه من براتون پارت میزارم که بخونید..
تا جایی که میدونم این فیک هم طولانیه و خیلی پیچیدس چون این کارآگاه خوشگلمون باید یه پرونده پیچیده ای رو حل بکنه..
البته تنهایی انجامش نمیده یکی کمکش میکنه و درواقع فرد مهمی برای هانا میشه خب نه تنها پرونده بلکه گذشته ای که مدت ها بود که از نظر هانا پنهان شده بود کشف میشه و همین باعث میشه هانا خیلی بهم بریزه و تصمیم بگیره انتقام بگیره...
زیاد از داستان تعریف نمیکنم تا همتون بخونید ..
خلاصه لطفا حمایت کنید که زود به زود براتون پارت بزارم....
میدونم همتون از دست من نویسنده کلافه شدید و همش ازم خواهش میکنید زود به زود پارت بزارم..
نمیدونم منظورمو متوجه میشید یا نه ولی من نمیخوام بی حوصله پارت بنویسم و بزارم تو پیجم..
میخوام هر پارتی که مینویسم خوب باشه و شما از خوندنش لدت ببرید.
ببینید من کاری با بقیه ندارم ولی من همیشه هر داستانی رو تو کاغد مینویسم و اینجوری نیستش که مستقیم تو گوشی تایپ کنم ، درواقع من اول من تو کاغد مینویسم بعدش تو گوشی تایپ میکنم و میزارم تو پیج..
و ازونجایی که من دوست دارم هر پارت طولانی باشه و شما بیشتر بخونید ۳ تا کاغد ( ۶ صفحه ) فدای داستانم میکنم و داخلش مینویسم...
و خلاصه بگم تلاشمو میکنم که شما لذت ببرید از خوندن فیک..
ولی خب حمایت ها خیلی کمه ...
ببینید اینجور که از لایک ها فهمیدم از پارت اول خیلی خوشتون اومده و تقریبا فهمیدم چقدر دوستش داشتید..
اما خب بعدش لایک ها کمتر شد..
البته نمیگم خوشتون نیومده نه!
میتونم شرط ببندم خیلی هاتون منو یادتون رفته و نیومدید بخونید یا خوندید ولی لایک نکردید..
اگه حمایت ها بالا باشه به نویسنده انرژی میده و اونم شروع میکنه به نوشتن..
پس تنها خواهشی که از همه ی شما دارم اینکه لطفا حمایت کنید و اگه حمایت ها بالا باشه شاید من هرروز تونستم چند تا پارت بزارم..
و حالا بستگی به خودتون داره...
حمایت ها زیاد باشه من براتون پارت میزارم که بخونید..
تا جایی که میدونم این فیک هم طولانیه و خیلی پیچیدس چون این کارآگاه خوشگلمون باید یه پرونده پیچیده ای رو حل بکنه..
البته تنهایی انجامش نمیده یکی کمکش میکنه و درواقع فرد مهمی برای هانا میشه خب نه تنها پرونده بلکه گذشته ای که مدت ها بود که از نظر هانا پنهان شده بود کشف میشه و همین باعث میشه هانا خیلی بهم بریزه و تصمیم بگیره انتقام بگیره...
زیاد از داستان تعریف نمیکنم تا همتون بخونید ..
خلاصه لطفا حمایت کنید که زود به زود براتون پارت بزارم....
- ۳۲.۵k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط