کاری نمی شود کرد
کاری نمی شود کرد
شاید بهتر بود
سایه ی دستهایت را قرض می گرفتم
تا شبها
از تاریکی ترسم نگیرد
امّا
کاری نمی شود کرد
سرم درد دارد
سینه ام درد دارد
سایه ام درد دارد
تو را ترک کرده ام
ترک کردن همیشه درد دارد
بگذار
دلم را دور بیندازم
بوی عشق تو را می دهد !
شاید بهتر بود
سایه ی دستهایت را قرض می گرفتم
تا شبها
از تاریکی ترسم نگیرد
امّا
کاری نمی شود کرد
سرم درد دارد
سینه ام درد دارد
سایه ام درد دارد
تو را ترک کرده ام
ترک کردن همیشه درد دارد
بگذار
دلم را دور بیندازم
بوی عشق تو را می دهد !
- ۱.۱k
- ۲۳ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط