این عاشقان را جز شهادت مرگ ننگ است

این عاشقان را جز شهادت مرگ ننگ است
در کامشان بی دوست ماندن چون شرنگ است

چون عشق را جز عشق تفسیری دگر نیست
حلاج را جز دار تدبیری دگر نیست

این واژه در قاموس دل با خون قرین است
این داستان آغاز و پایانش همین است

تدبیر این یاران عاشق نیز خون است
زین حلقه هر کس بیم جان دارد برون است

پروای جان یعنی اسیر خویش بودن
یعنی اسیر نفس بد اندیش بودن

پروانگان را هیچ پروایی زجان نیست
سودای جانان چون بود،پروای جان نیست

پروانه کی پروایی از پر سوختن داشت
گویی که از اول سر افروختن داشت

این جمع مشتاقی که بیم سر ندارند
جز وصل یار اندیشه ای دیگر ندارند

در عشق بازی رشک مجنونند اینان
آلاله های غرق در خونند اینان

این پاکبازان را چه باک از جان سپردن
رندان بیدل را چه باک از زخم خوردن

با این سبک بالان بی پروا و بی باک
با کاروان لاله های سینه صد چاک

با این سبک روحان از خود وا رهیده
وارسته ای می رفت از دنیا بریده

وارسته ای،دلداده ای،جان بی شکیبی
درد آشنایی،با تن آسایی غریبی

او سینه اش سینای موسای طلب بود
هر دم دلش بهر طلب در تاب و تب بود

شوق شهادت در نگاهش موج می زد
مرغ مهاجر بود و دل بر اوج می زد

می رفت و بر دل داشت شوق بی قراری
آموخت یاران را طریق سربداری


سردار قبلها روحت شاد 🌷 🌷 🌷 🌷
دیدگاه ها (۳)

هر کس که مرا جستجو کند،مرا خواهد یافتهر کس که مرا یافت، مرا ...

چقدر خوبه که برای تاسف خوردن به حال خودمان نیز زمان مشخص و م...

خداوندا مرا بپذیرخداوندا عاشق دیدارتمهمان دیداری که موسی را ...

ترونگ سانگ رییس جمهور ویتنام :تاریخ ، هرگز مقاومت ملت ما در ...

و امّا در بحبوحه روزهای سخت و التهابِ جنگ، دلم بیش از همیشه ...

• ─────『 ✦ 』───── •صحیفهٔ مهدویِ بهرام محمدیدکترینِ مهندسیِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط