فصل قسمت

﴿ فصل 1قسمت27 ﴾
آنیا و باربد و نمیا داشتند توی پیاده رو قدم میزدن که یهو آنیا سوپر مارکت دید به نیما و باربد گفت: همین‌جا واستید.
نمیا و باربد تا آمدن حرفی بزنند آنیا نبود. همینجوری سکوت بود تا نمیا سکوت را شکوند و گفت:اون دختر خیلی‌ خوبی آسیب بهش نزن.
باربد:من دوستش دارم چرا آسیب بزنم.
نیما:اگر دوستش داشتی یادت میموند امروز تولدشه.
باربد:برای همین روز تولدش ازش خواستگاری کردم .
نمیا:یادت باشه اگر بهش آسیب بزنی میکشمت.
باربد:مگه دوستش داری؟
نمیا :بهترین رفیقمه نمی‌دونی گریه هاش چقدر برام دردناکه.
باربد خندید که یهو آنیا آمد و گفت:باهم صمیمی شدید ؟
باربد و نیما گفتند: نه (یک صدا)
دو تاشون سرخ شدن آنیا به شوخی گفت:بهتر برم دو عاشق را تنها بزارم.
......
بدون لایک و کامنت حلال نیست
دیدگاه ها (۴)

﴿ فصل 1قسمت28 ﴾ آنیا :گشنمه بریم رستوان باربد:باشهنمیا:یک ر...

﴿ فصل 1قسمت 26﴾این صدای نیما (پسر خاله) آنیا بود اونها قبلاً...

﴿ فصل 1قسمت25 ﴾روز تولد آنیا 2024/۸/۸آنیا حدود چند روزی بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط