قلب تپنده پارت
قلب تپنده پارت ۱۴
از زبان ات
کوک رفت حموم و من لباسم رو عوض کردم یونیفرمم خیلی بهم میومد عاشقش بودممم موهام رو شونه کردم و مرتب رفتم پایین جیمین و ته و بابام سر میز صبحانه نشسته بودن و منم بهشون ملحق شدم و صبحانه خوردیم
/کوک نمیاد پایین؟
÷نمیدونم بزارین برم بالا ببینم این کوک ما چیشد(همون لحظه کوک اومد)
/چرا انقد دیر اومدی پسرم
+ببخشید بابا یکم کار داشتم
_کوک کلید اتاقم رو میخواست بده بهم و دستش اشتباهی به رو//ن پام خورد منه الاغ منحرف شدم فک کردم یه غلطی میخاد بکنه محکم زدم به پاش(چقد صدمه میزنی بع بچم)
+آخ..ایششش شیباللل
/چیشده پسرم
+هیچی چیز خاصی نیست
_ته داشت اون لحظه جرر میخورد فک کنم فهمیده بود و جیمین با خنده ریزی گف
×من دیگه میرم دانشگاه
÷منم با ماشین ته میرم پس کوک تو با ات بیا
+باشه اوکی داداش
_میشه منم با شما بیااااام
÷اصلا...میبینمت
پرش زمانی به بعد از صبحانه توی ماشین
+برای امشب یه برنامه دارم میخام یه جایی بریم
_نه منم برنامه دارم میخام با میا و داداشش بریم بیرون
_دیدم همون لحظه خیلی سریع ترمز گرفت و ماشین از حرکت وایستاد و بعد اومد نزدیکم
+الان من برات مهم ترم یا داداش میا؟
_خب...قطعا..تو دیگه
+پس برنامت امشب با منه حرف اضافی ای هم نشنوم (دوباره ماشینش رو حرکت داد)
_کجا میخایم بریم
+یه مهمونی بچه های مدرسه هم میان ولی جیهوپ و میا رو فک نکنم
_چه بد ولی خب باشه من میام
پرش زمانی به داخل دانشگاه
امروز داخل دانشگاه توی زنگ تفریح تو حیاط چند تا دختر هرزه مزاحمم شدن(علامت▪︎•°)
▪︎هی تو دختره ی هرزه
اومد و با ناخن اشاره ش سرم رو هل داد
_دختره هرزه خودتی
°جرئت نکن روی حرف رئیس ما زر بزنی
_این رئیستونه..(از خنده جر خورد)هه خدای من آیگووووو خیلی بدبختین که این هرزه رئیستونه
یکیش اومدو یه مشت زد تو شکمم خیلی درد داشت ولی من تاحالا دعوا نکرده بودم همون لحظه یه پسر فوق جذاب اومد (تو دلش:چرا همش پسر جذاب میبینم مننن) همین که اون اومد این دخترای هرزه گفتن
▪︎وای عزیزم خوبی ببخشید اگه اذیتت کردم
°خیلی دوستت دارم ات دوست قشنگم(ذات خایمال)(علامت پسره =)
=شما اینجا چیکار میکنین
_اینا..(دختره هرزه حرفشو قطع کرد)
▪︎هیچی فقط از ات مشورت میکردیم ما دیگه بریم بای. اوپا تو کلاس میبینمت
=پس اسمت ات هست؟
_اوهوم..اسم تو چیه؟
=جین هستم(به درخواست یکی از گرل ها جین رو وارد فیک کردم)
_خوشبختم..تو به مهمونی امشب دعوتی؟
=آره چطور؟
_پس خوشحالم امشب میبینمت
=اونا داشتن اذیتت میکردن؟
_راستش آره دیروز پسرا و امروز هم دخترا برام قلدری کردن
=مبارزه بلدی؟
_نه چطور؟
=بعد از تموم شدن کلاست بیا باشگاه
_باشگاه همین دانشگاه؟
=آره عزیزم
_باش پس فعلا من برم کلاسم دیر نشه
از زبان ات
وارد کلاس شدم و رفتم مثل دیروز کنار جونگکوک نشستم
+چرا انقد دیر کردی
_هیچی یکم با یکی از دخترا بحثم شده بود
+میخای برم جرشون بدم
_حالا انقد زود غیرتی نشو
+از این به بعد بیب صدات میکنم
_وای کوککککک مگه دوست دخترتم
+آره
_من که درخواستتو قبول نکردم
+اونش دیگه به من ربطی نداره بیب
-وای کوک میشه بس کنی
+بیب بیب بیب بیب
-ایششش راستی بعد از کلاس من دانشگاه میمونم
+چرا اونوقت
-چون با میا میخوام یکم درسام رو تمرین کنم
+خودم هستم چرا میا؟
-با تو راحت نیستم
-بهم نزدیک شد
+چرا؟
-...
..برای ادامه شرط: ۲۰ لایک و ۵ بازنشر
گرل هااااا خیلی عذر میخام خیلی ببخشید که دیر شد چون نت نداشتم😁😅پوزش
از زبان ات
کوک رفت حموم و من لباسم رو عوض کردم یونیفرمم خیلی بهم میومد عاشقش بودممم موهام رو شونه کردم و مرتب رفتم پایین جیمین و ته و بابام سر میز صبحانه نشسته بودن و منم بهشون ملحق شدم و صبحانه خوردیم
/کوک نمیاد پایین؟
÷نمیدونم بزارین برم بالا ببینم این کوک ما چیشد(همون لحظه کوک اومد)
/چرا انقد دیر اومدی پسرم
+ببخشید بابا یکم کار داشتم
_کوک کلید اتاقم رو میخواست بده بهم و دستش اشتباهی به رو//ن پام خورد منه الاغ منحرف شدم فک کردم یه غلطی میخاد بکنه محکم زدم به پاش(چقد صدمه میزنی بع بچم)
+آخ..ایششش شیباللل
/چیشده پسرم
+هیچی چیز خاصی نیست
_ته داشت اون لحظه جرر میخورد فک کنم فهمیده بود و جیمین با خنده ریزی گف
×من دیگه میرم دانشگاه
÷منم با ماشین ته میرم پس کوک تو با ات بیا
+باشه اوکی داداش
_میشه منم با شما بیااااام
÷اصلا...میبینمت
پرش زمانی به بعد از صبحانه توی ماشین
+برای امشب یه برنامه دارم میخام یه جایی بریم
_نه منم برنامه دارم میخام با میا و داداشش بریم بیرون
_دیدم همون لحظه خیلی سریع ترمز گرفت و ماشین از حرکت وایستاد و بعد اومد نزدیکم
+الان من برات مهم ترم یا داداش میا؟
_خب...قطعا..تو دیگه
+پس برنامت امشب با منه حرف اضافی ای هم نشنوم (دوباره ماشینش رو حرکت داد)
_کجا میخایم بریم
+یه مهمونی بچه های مدرسه هم میان ولی جیهوپ و میا رو فک نکنم
_چه بد ولی خب باشه من میام
پرش زمانی به داخل دانشگاه
امروز داخل دانشگاه توی زنگ تفریح تو حیاط چند تا دختر هرزه مزاحمم شدن(علامت▪︎•°)
▪︎هی تو دختره ی هرزه
اومد و با ناخن اشاره ش سرم رو هل داد
_دختره هرزه خودتی
°جرئت نکن روی حرف رئیس ما زر بزنی
_این رئیستونه..(از خنده جر خورد)هه خدای من آیگووووو خیلی بدبختین که این هرزه رئیستونه
یکیش اومدو یه مشت زد تو شکمم خیلی درد داشت ولی من تاحالا دعوا نکرده بودم همون لحظه یه پسر فوق جذاب اومد (تو دلش:چرا همش پسر جذاب میبینم مننن) همین که اون اومد این دخترای هرزه گفتن
▪︎وای عزیزم خوبی ببخشید اگه اذیتت کردم
°خیلی دوستت دارم ات دوست قشنگم(ذات خایمال)(علامت پسره =)
=شما اینجا چیکار میکنین
_اینا..(دختره هرزه حرفشو قطع کرد)
▪︎هیچی فقط از ات مشورت میکردیم ما دیگه بریم بای. اوپا تو کلاس میبینمت
=پس اسمت ات هست؟
_اوهوم..اسم تو چیه؟
=جین هستم(به درخواست یکی از گرل ها جین رو وارد فیک کردم)
_خوشبختم..تو به مهمونی امشب دعوتی؟
=آره چطور؟
_پس خوشحالم امشب میبینمت
=اونا داشتن اذیتت میکردن؟
_راستش آره دیروز پسرا و امروز هم دخترا برام قلدری کردن
=مبارزه بلدی؟
_نه چطور؟
=بعد از تموم شدن کلاست بیا باشگاه
_باشگاه همین دانشگاه؟
=آره عزیزم
_باش پس فعلا من برم کلاسم دیر نشه
از زبان ات
وارد کلاس شدم و رفتم مثل دیروز کنار جونگکوک نشستم
+چرا انقد دیر کردی
_هیچی یکم با یکی از دخترا بحثم شده بود
+میخای برم جرشون بدم
_حالا انقد زود غیرتی نشو
+از این به بعد بیب صدات میکنم
_وای کوککککک مگه دوست دخترتم
+آره
_من که درخواستتو قبول نکردم
+اونش دیگه به من ربطی نداره بیب
-وای کوک میشه بس کنی
+بیب بیب بیب بیب
-ایششش راستی بعد از کلاس من دانشگاه میمونم
+چرا اونوقت
-چون با میا میخوام یکم درسام رو تمرین کنم
+خودم هستم چرا میا؟
-با تو راحت نیستم
-بهم نزدیک شد
+چرا؟
-...
..برای ادامه شرط: ۲۰ لایک و ۵ بازنشر
گرل هااااا خیلی عذر میخام خیلی ببخشید که دیر شد چون نت نداشتم😁😅پوزش
- ۱۸.۳k
- ۱۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط