فرصتی دیگر پارت

فرصتی دیگر پارت ۲۱

×۲۰ دقیقه بعد ...... ×

{فرد در ذهن خوبه اون پرنسس رو گذاشتم توی کالسکه}

یکی از رفقای « فرد کجا میخوایم بریم »

فرد « ب پناهگاه »

{فرد رفت تا توی کالسکه رو نگاه کنه}

{فرد ها کجا رفته}

{ک یک لگد میخوره}

{ایکو با اون لگدی ک ب فرد زد فرد روی زمین می افته}

فرد «چطوری اون دارو تورو تا چند هفته بیهوش نگه میداشت بگیرینش »

{یکی از رفقای فرد ی تیکه چوب بر میداره و میره سمت ایکو}

{ایکو با ی ضربه ی پا چوب رو میشکنه و وقتی ک چوب می افته زمین صدای بلندی شنیده میشد}

{باکوگو یکدفعه از خواب پرید}

باکوگو « صدای چی بود »

{میره و سمت .......}
شرایط
۲۰ لایک
دیدگاه ها (۴)

وقتی توبه میکنم روی کسی کراش نزنم یا شیپ شون نکنم مانهوا ها ...

برادران خواهران فقیران پولدارن و هر خر دیگرچند نفر گفته بودن...

چرا الان باید تموم شه واییییی ۱۰۰ چیتر خوندم الان تموم شدددد...

ا~ت و تودوروکی پارت ۲۹{شوتو صحنه ای رو دیده بود ک} {اراراکا ...

اشتباه خاص!پارت ²¹سال ²⁰¹³-پرستاری ک با نق و ناله از اتاق ⁶⁶...

عشق ممنوعه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط