اهوی من

اهوی من
پارت ۱۴

منو اراد داشتیم به هم دیگ عادت می کردیم قرار شد سه روز ما اینجا باشیم بعد منو به روستا مترسک ببره.شب شده بود من خجالت میکشیدم ک پیش اراد بخوابم اخه من ک تاحالا پیش کسی خودم با خواسته خودم نخوابیده بودک همنجور ک داشتم با خودم درگیر بودم ک چجوری بهش بگم خجالت میکشم
دستمو گرفت توبغل خودش کشید موهامو کنار زد صورتشو نزدیکم کرد لبامو بوسید بعد ۵ مین لبامو ول کرد
اهو:میخوای چیکار کنی اراد
اراد:میخوام یکم خوش بگذرونیم
(بقیش اسماته نمنویسم شاید خوشتون نیاد)
(اراد)
صبح بیدار شدم دیدم نور پنجره تو صورت اهو صحنه خیلی قشنگه بودی کم کم داشتم دیوونه این دختر میشدم نباید میذاشتم ک کسی دستش بهش بخوره،پرده پنجره رو کشیدم امدم پیش اهو پتوهم روش کشیدم رفتم،نیاز به خون داشتم سوار ماشین شدم تو خیابون دنبال زن هایی ک تو خیابون هستم دنبال یک ماشین ک سوارشون کنه یکی رو پیدا کردم ترمز زدم جلوش
اراد:ساعتی چند میگیری؟
دختره:ساعتی ۳۰۰ بیام بالا؟
اراد:بشین
قرار شد ببرم ویلا سریع کار دختره رو تمام میکردیم ک اهو فکر بد نکنه رفتم طرف ویلا ..............
دیدگاه ها (۲)

اهوی من پارت۱۵ رسیدیم خونه دختر بردم اتاق بغلی ک اهو خوابیده...

اهوی من پارت ۱۶ اراد جلوی گل فروشی نگهداشت رفت برام یک دسته ...

اهوی من پارت ۱۳ اراد:اون گفت ده سال دیگ یک دختر میاد ک گریه ...

اهوی من پارت ۱۲ اهو:خب بگو بیبینم از کی خونشامم بودی؟اراد:از...

پلیس در آستانه مافیا پارت 17 ویو جونکوک سنا که رفت دستشویی خ...

عشق در تاریکی11.قط کردم و به ملینا پیام دادم + لوکیشن بفرست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط