چن پارتی کوک وقتی با یه دختر اموی میده و تو حسودیت میشه
چن پارتی کوک وقتی با یه دختر اموی میده و تو حسودیت میشه *پارت ۲
+ولی رفتاراش اینطوری نشون نمیداددد *بغض
-ا.ت ... چرا بغض میکنی ها .. مگه بت هزار بار نمیگم بخاطر چیزای مضخرف گریه نکن *جدی
+ایندفه فرق میکنه
-چه فرقی میکنهه ؟
+ولم کنن .. میخام برم ..
-کجا
+هرجا که تو نباشی
-مگه میشه ا.ت جایی باشه که جونگ کوک نباشه ؟؟
بزور از رو پاش بلند شدم که دیدم دنبالم اومد
+چیه چرا هرجا میرم دنبالم میایی توو
-چون دوس دارم ..
+برو پیش اون دختره تازه داشتی گونشو هم نوازش میکردی چقد هم نزدیک شده بودین به همدیگه *حرصی
همینطوری که داشتم غر میزدم کوک منو برد و چسبوند به دیوار و دستاشو دورم حصار کرد که نتونم جایی برم
-بیبی .. تو حسودی کردی ؟ *سعی داره جلو خندشو بگیره
+چ..چی .. م.من حا چی حسودی ؟
-اوم تو حسودی کردی *خنده تو گلویی
+نخیررشم
-چرا اتفاقا حسودی کردی *خنده
+نه
-اره
+نه
-اره
+اهه بسه دیگهه
اومد جلو صورتم بوی عطر خنکش رو الان حس کردم چقد دلم برای این بو تنگ شده بود صورتش حالا که دقت میکنم رو گونش یه خراش افتاده بود چه اتفاقی افتاده بود
-تا وقتی که تو .. ماله منی .. هیچکس .. نمیتونه جاتو تو قلبم بگیره جئون ا.ت *بم
+گفتی .. تا وقتی که ماله توام .. تا کی ؟
-تا ابد
اومد جلوتر و لبامو حصار کرد .. اولش مقاومت میکردم اما خیلی با دلتنگی انجام میداد منم همراهیش کردم ..
بعد چند مین نفس کم اوردم و زدم به شونش که خودش فهمید و بی میل از لبام جدا شد ..
+کوک .. گونت .. چی شده
-هیچی
+کوکک
-دعوا کردم ..
+چی .. با کی .. کی .. کجا
-مینهیون .تو بار ..
*مینهیون رو ا.ت کراشه و همینطدر دشمن کوک حساب میشه*
-به خیال خودش میخاد تورو ازمن بگیره .. اما اون ماله این حرفا نیس
بغلش کردم دلتنگش بودم خیلی زیاد با اینکه فقط دو هفته
+ولی رفتاراش اینطوری نشون نمیداددد *بغض
-ا.ت ... چرا بغض میکنی ها .. مگه بت هزار بار نمیگم بخاطر چیزای مضخرف گریه نکن *جدی
+ایندفه فرق میکنه
-چه فرقی میکنهه ؟
+ولم کنن .. میخام برم ..
-کجا
+هرجا که تو نباشی
-مگه میشه ا.ت جایی باشه که جونگ کوک نباشه ؟؟
بزور از رو پاش بلند شدم که دیدم دنبالم اومد
+چیه چرا هرجا میرم دنبالم میایی توو
-چون دوس دارم ..
+برو پیش اون دختره تازه داشتی گونشو هم نوازش میکردی چقد هم نزدیک شده بودین به همدیگه *حرصی
همینطوری که داشتم غر میزدم کوک منو برد و چسبوند به دیوار و دستاشو دورم حصار کرد که نتونم جایی برم
-بیبی .. تو حسودی کردی ؟ *سعی داره جلو خندشو بگیره
+چ..چی .. م.من حا چی حسودی ؟
-اوم تو حسودی کردی *خنده تو گلویی
+نخیررشم
-چرا اتفاقا حسودی کردی *خنده
+نه
-اره
+نه
-اره
+اهه بسه دیگهه
اومد جلو صورتم بوی عطر خنکش رو الان حس کردم چقد دلم برای این بو تنگ شده بود صورتش حالا که دقت میکنم رو گونش یه خراش افتاده بود چه اتفاقی افتاده بود
-تا وقتی که تو .. ماله منی .. هیچکس .. نمیتونه جاتو تو قلبم بگیره جئون ا.ت *بم
+گفتی .. تا وقتی که ماله توام .. تا کی ؟
-تا ابد
اومد جلوتر و لبامو حصار کرد .. اولش مقاومت میکردم اما خیلی با دلتنگی انجام میداد منم همراهیش کردم ..
بعد چند مین نفس کم اوردم و زدم به شونش که خودش فهمید و بی میل از لبام جدا شد ..
+کوک .. گونت .. چی شده
-هیچی
+کوکک
-دعوا کردم ..
+چی .. با کی .. کی .. کجا
-مینهیون .تو بار ..
*مینهیون رو ا.ت کراشه و همینطدر دشمن کوک حساب میشه*
-به خیال خودش میخاد تورو ازمن بگیره .. اما اون ماله این حرفا نیس
بغلش کردم دلتنگش بودم خیلی زیاد با اینکه فقط دو هفته
- ۲۰.۰k
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط