(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩
part ⁴⁶

نفس عمیقی کشید و ادامه داد
همه هدفشون همین بود اصلا ؛ تضعیف کردن روحیه شجاعت و اعتماد به نفسمون میخواستم جز آخرین نفرایی باشم که یخو میشکنن
اونجا پسری بود که دستش شکسته بود
به طور دقیق به شکل عجیبی اون از همون موقعی که وارد شده بود دستش شکسته بود و به گردنش اویزون بود
اون محال بود بتونه يخو بشکونه با یه دست و مطمئن اگه کاری نکنم اون قراره اولین کسی باشه که تو دریاچه پرت میشه
پس تا فرصتی گیر اوردم و افسر روشو برای ثانیه ای به اون طرف که یکی از افراد میخواست فرار کنه چرخوند با یه ضربه ، یخ زیردست اون پسر که کنار دستم بود خورد کردم و بعدش طوری سریع و بدون جلب توجه دستمو سمت مکان خوردم آوردم که همه فک کردن اون پسر با یه دستش تونسته اینکارو بکنه
بعد چندثانیه از حرکتم اون هنوزم توی شوک بود بهرحال بعد دوسه نفر دیگه منم یخمو شکستم و مارو به اردوگاه برگردوندن
اون روز خیلیا بودن که محل زندگیشون برای همیشه اون دریاچه شد و بعد اون بین ما اون دریاچه به دریاچه ی نفرین شده مشهور شد؛ تمرین دوم اتاق ایینه بود خب این یه شکنجه قدیمی روسی بود
یه شخصو توی یه اتاق که سرتاسرش ایینه بود مینداختن حتى لباساش و بالشت و پتویی ام که اونجا بود ایینه کاری شده بود و اون شخص هر جارو که نگاه میکرد صورت خودشو میدید
مغز انسان طوریه که بعد ۸ دقیقه زل زدن به ایینه شروع به ساخت تصاویر ترسناک از اون شخص میکنه
طوری که اون شخص حتی از زل زدن به چشمای خودشم . ابا داره و فک میکنه اون شخصی که تو ایینست قصد کشتنش با نگاهاشو داره بعد گذشت یه مدت کوتاه اون شخص حتی نمیتونه تشخیص بده که دقیقا كدوم واقعيه خودش یا اون انعکاسی که توی ایینست پس شروع به اسیب زدن به خودش میکنه
و میدونی این فقط برای مدت کوتاهیه اونا مارو دوماه لعنت شده توی اتاق ایینه زندانی کردن و هربار که میخواستیم بخوابیم هم اونا رومون اب میپاشیدن و یا از شوک الکتریکی که توی لباس بود استفاده میکردن تا نزارن ما بخوابیم و این حتی به تنهایی تاثیرات به شدت بدی روی روان میزاره چه برسه وقتی توی اتاق ایینه ای
اون تایم باعث شد خیلیا خودشونو بکشن اونا همه خودکشی کردن
اینکه من چطوری از اونجا بیرون اومدم؟ نمیدونم فقط میدونم چشمامو برای مدت طولانی بستم و تصور کردم
خانوادمو جفت ایندمو زندگیمو و هر صحنه قشنگی که به ذهنم میرسید بعدش فهمیدم اگه ایستاده بتونی بخوابی اونا میزارن که بخوابی پس کم کم یادگرفتم که ایستاده بخوابم....



های دخترا حمایت ها ناامید کنندست مطمئنم بیشتر از ۱۰ و ۱۵ لایک ارزش داره و گفته باشم آپ این داستان به حمایت های شما بستگی داره
۲۰ لایک
۵۰ کامنت
یالا ببینم چیکار میکنید
دیدگاه ها (۵۲)

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁴⁵جیمین : منو تو...

ادامه پارت ۴۴همونطور که من با خودم درگیر بودم جیمین کمی خم ش...

من برای این کتاب میمیرم..برای اونایی که نفهمیدن :این یه فن ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط