چیـــد بـــالـم را و در های قفس را بـــاز کرد

چیـــد بـــالـم را و در های قفس را بـــاز کرد
روز آزادی ست از شب های زندان سخت تر

علیرضا بدیع
دیدگاه ها (۱۶)

نسیمی بافه های گیسوانم را رها کردهخدا با بی قراری سرنوشتم را...

ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﻤﯽﮔﻮﯾﺪﺍﮔﺮ ﺷﺐ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪﻭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺭﺍ،ﻭ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﯼ ﺳﮑ...

کسی که نشسته استهمیشه خسته نیستشاید جایی برای رفتن نداشته با...

ﻭﺍﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﮔﺮﯾﺨﺖ ,ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﻧﺪ...

از مردمی که تولد یک کودک را سرگرمی و زندان یک سگ را  دلگرمی ...

سکانس آخرین لبخند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط