گرگ ِ چشمانت تمام ِ لحظه هایم را درید

گرگ ِ چشمانت تمام ِ لحظه هایم را درید
بعد ِ #تو غرق به خون
چون صید ِ بی جان مانده ام

#محمدرضا_پاداش
دیدگاه ها (۱۳)

من مطمئنم که اعضای بدن هم عاشق می شوند،مثلا همین حافظه ،چطور...

به سان رود....که در نشیب دره...سر به سنگ می زند....رونده باش...

نهــــاد دست به پیشانـــــی‌ام که تب داریگرفــــت نبض ِ مـــ...

کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم ِ سیاهینگاه دار دلی را که برده‌...

جانِ لحظه‌هایم دَر می‌رود،برای دوباره دیدنت...!

چگونه تو را شعر نکنم؟و چگونه به دُرناهای دلتنگِچشمانم بگویمک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط