پارت

پارت⁴⁵

دکتر:مبارکه بچتون پسره
ات:واقعا
دکتر:بله

دکتر دستمالی به ات داد و شکمشو پاک کرد
و از مطب رفتن بیرون

کوک:واقعا باورم نمیشه
ات:منم همینطور
کوک:من از شیر پسرم یه مافیا قدرتمند می‌میسازم که بشه جانشین خودم
ات:مثل خودت جذاب
کوک:اوهوم
ات:خوشبحالم با این پسرو شوهرم
کوک:خیلی خوشبختی[خنده]

پرش به داخل خونه

هسو:سلام خانم خوش اومدید
ات:ممنونم
هسو:خب جنسیت بچه چی بود
ات:خب پسر بود

هسو با قیافه اعصبی و ناراحت ولی باخنده نگاه ات کرد

هسو:به سلامتی...آقا کجاست
ات:ممنونم..داره میاد یه کاری داشت
هسو:بله

هسو ویو
دختره هرزه ههه پسره داغ پسرتو میزارم روی دلت جونگکوک اگه قرار باشه بچه دار بشه....بچه از منه...........‌...


کوک:ات کجایی
هسو:ارباب چیزی شده
کوک:ات کجاست
هسو:خانم تو اتاقشون هستن
کوک:خیلی خب میتونی بری
هسو:بله

از پله های عمارت بالا رفت و وارد اتاق شد....‌...........
فردا هم شاید بزارم شایدم برم بیرون نتونم بزارم
دیدگاه ها (۴۶)

پارت⁴⁴ات رو دید که مشغول بافتن موهاش بود و شلوارکی که تا زان...

پارت⁴⁵نزدیکش شده بود و فقط ۱۰سانت باهاش فاصله داشت اشکاش بی ...

پارت⁴⁴نگاه دوروبرش می‌کرد جونگکوکو هم نگران کرده بوددستشو گر...

پارت⁴³کوک:چیکار میکنی ات ات:حوصلم سر رفته میشع بریم بیرون ‌ک...

سناریو [درخواستی]وقتی دختر ۱۴ سالتون رو با دوست پسرش میبینین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط